با مطرح شدن موضوع خودکامگی اکثریت در دو قرن هجدهم و نوزدهم میلادی توسط فدرالیست ها، الکسی دوتوکویل و جان استوارت میل، این اندیشه وران صورتی جددی از استبداد را در جهان آشکار کردند که برای بسیاری از افراد که تجربه خود کامگی فردی را از سرگذرانده بودند، تازگی داشت. با نقد دمکراسی بر پایه رای اکثریت، مساله اقلیت های قومی، مذهبی و زبانی و حقوق و آزادی های بنیادین آنان بطور جدی مطرح گردید. در برابر این چالش بزرگ، دمکراسی لیبرال بر پایه اصول سیاست بیطرفی، برابری فرصت ها و تبعیض مثبت کوشید در جهت تامین حقوق اقلیت ها به رفع نقایص و کاستی های دمکراسی مدد رساند. بر این اساس، می توان دریافت که اقلیت ها در پرتو نظریه پردازی اندیشه وران دمکراسی لیبرال از امکانات و ظرفیت های بیشتر در تامین حقوق و آزادی های خویش برخوردار شده اند.